ایلامیان
اونتاش گال
اونتاش گال در سال ۱۲۶۵ قبل از میلاد، به حکومت ایلام رسید و شهری جدید به نام اونتاش بنا کرد و در آن زیگورات برپا ساخت.
شوتروک ناخونته اول
شوتروک ناخونته اول به سال ۱۲۰۷ قبل از میلاد، به پادشاهی رسید و در آغاز با شاه بابل وارد جنگ شد و موفق شد که بابل را تصرف کند. شوتروک ناخونته فرمان به غارت بابل داد و تمام گنجینههای آن شهر را به شوش منتقل کرد.شوتروک ناخونته به سرزمین کاسیها هم تاخت و آنجا را نیز تصرف کرد. شوتروک ناخونته معابد بسیاری در همه شهرهای قلمرو خویش بنا کرد و چند شهر و روستا را آباد ساخت. شوتروک ناخونته در سال ۱۱۷۱ قبل از میلاد درگذشت.
شیلهک این شوشیناک
شیلهک این شوشیناک در سال ۱۱۶۵ قبل از میلاد؛ به سلطنت ایلام رسید و پس از آن به تجهیز سپاه پرداخت و تا ناحیه دیاله نفوذ پیدا کرد و به کرکوک رسید و بابل را محاصره نمود و به غنایم زیادی رسید. در میان این غنایم، لوح سنگی نارامسین و قانون حمورابی به معبد شوش تقدیم شد و سپس همه دره دجله و ساحل خلیج فارس و رشتهکوه زاگرس زیر سلطه او درآمد و همه ایران غربی متحد شده و نخستین شاهنشاهی در تسلط ایلام تشکیل گردید.شیلهک این شوشیناک در سال ۱۱۵۱ قبل از میلاد،درگذشت.
شوتروک ناخونته دوم
شوتروک ناخونته دوم به سال ۷۱۷ قبل از میلاد، به سلطنت ایلام رسید و کتیبهای در کوه نزدیک مالمیر بنا کرد و یک معبد کوچک هم ساخت. شوتروک ناخونته دوم در سال ۶۹۹ پیش از میلاد، درگذشت.
هالوشو
هالوشو در سال ۶۹۹ قبل از میلاد به پادشاهی ایلام رسید و به سرزمین اکد حمله کرد و شاه بابل را اسیر کرد و با خود به ایلام آورد و شخص دیگری را به پادشاهی بابل برگزید. در زمان هالوشو، بابل تابع ایلام شد. هالوشو،پسر سناخریب را به دام انداخت و او را به قتل رسانید و سناخریب هم پسر او را کشت و پس از آن مردم ایلام شوریدند و او را در سال ۹۶۳ قبل از میلاد، عزل کردند.
کودور ناخونته
کودور ناخونته در سال ۶۹۳ قبل از میلاد و پس از برکناری هالوشو، به سلطنت رسید و در این زمان آشور به ایلام حمله کرد. کودور ناخونته نتوانست در برابر حملات آشوریها مقاومت کند. آشوریها شرط صلح را برگشت بابل به قلمروشان قرار دادند اما کودور ناخونته نپذیرفت. ایلامیان به شهر ماداکتو در کرخه مهاجرت کردند. کودور ناخونته خود را به شهر هیدالو رسانید. کودور ناخونته پس از یک سال سلطنت به دست درباریانش در سال ۶۹۲ قبل از میلاد، کشته شد.
هوبان ایمنا
هوبان ایمنا در سال ۶۹۲ قبل از میلاد، به سلطنت رسید. در زمان او بار دیگر نزاع درگرفت و ایلام به طرفداری از امیر بابل که دستنشانده خود او بود، بر ضد آشور وارد مبارزه شد و جنگی درگرفت و کمی بعد سناخریب توانست بار دیگر بابل را تسخیر کند و ایلام را به سرزمینهای نخستینش بازگرداند.
خومبان ایگاش
خومبان ایگاش در سال ۶۸۸ قبل از میلاد، به شاهی رسید و به بابل حمله کرد و تا شهر سیپپار پیش رفت و آنگاه به شوش بازگشت و در سال ۶۷۴ جان سپرد.
اورتاکو
اورتاکو در سال ۶۷۴ قبل از میلاد، به شاهی نشست. اورتاکو با آشور روابط بازرگانی برقرار کرد. در این هنگام آشوربانیپال به مصر یورش برد و اورتاکو به بابل تاخت و آن شهر را تسخیر نمود.
هوبان هالتاش
هوبان هالتاش در سال ۶۴۰ قبل از میلاد، به شاهی رسید.در دوران حکومت او، آشوریان دوباره به ایلام حمله کردند و مدکتو را تصرف نمودند و با فتح این شهر آشوریان به کرخه راه یافتند. شوش پایتخت ایلام تسخیر گردید.آشوربانیپال دستور قتل هوبان هالتاش را صادر کرد و پادشاهی ایلام در سال ۶۳۱ قبل از میلاد،پایان یافت.
مادهادیاکو
دیاکو بنیانگذار دولت ماد در سال ۱۳۳۲ پیش از هجرت بود. دیاکو یا دیوکس اولین پادشاه ماد بود که بین سالهای ۷۰۹ تا ۶۵۶ قبل از میلاد مسیح بر سرزمین ماد حکومت میکرد. دیاکو توانست ۷ طایفه قوم ماد را با هم متحد کند، و سپس در سال ۷۰۱ پیش از میلاد به عنوان رهبر و قاضی آن ۷ طایفه انتخاب شد. پس از ۷ سال رهبری در بین این ۷ طایفه، وی از طرف مادیها به عنوان پادشاه انتخاب شد و تا سال ۶۵۶ قبل از میلاد مسیح برهمه طایفههای ماد حکومت کرد.
دیاکو در پایتخت که در آن زمان هگمتانه و امروزه همدان نام دارد، قصری معروف و تو در تو و هفت طبقه ساخت که هر طبقه با یک رنگ تزیین شده بود.
ماجراهای به قدرت رسیدن دیاکو در کتاب تاریخ هرودوت آمدهاست. دیاکو احتمالاً پسر یک شاهزادهٔ مادی با نام کیاکسار بوده که خود کیاکسار احتمالاً فرزند دیاکو نام دیگری بوده که در سال ۷۱۵ قبل از میلاد مسیح به سرزمین آشور تبعید شد.
فرورتیش
فَروَرتیش (حدود ۶۶۵ - ۶۳۳ پ.م.) پسر دیاکو، دومین شاه ماد بود.
وی مانند پدرش، با دولت آشور آغاز به جنگ کرد ولی شکست خورد و به دست پادشاه آشور آشوربنیپال، کشته شد.
نام فرورتیش تلفظ دیگری از نام فرهاد است.
فرورتیش یا همان فرهاد پسر دیاکو و دومین پادشاه ماد بود که پایه گذار حکومت ماد به حساب میآید و بین سالهای ۶۶۵ قبل از میلاد مسیح تا ۶۳۳ قبل از میلاد مسیح حکومت کرد. مانند پدرش، فرهاد هم جنگ بر علیه آشوریان را آغاز کرد اما متاسفانه شکست خورد، به دست آشوربنی پال افتاد و به دست او کشته شد. جانشین فرهاد کیاکسار (هووخشتره) نام داشت که پسر وی بود. وی سعی کرد لیدیه را تصرف کند ولی با رسیدن به رود قزل ایرماق (در ترکیه امروزی)، به دلیل یک کسوف ناگهانی، جلوتر نمیرود. سپس کیاکسار در پیروی از پدرش، به آشور لشکرکشی میکند و این بار پیروزی از آن مادیها میشود.
هووخشتره
هووَخشَترَه (دوره حکومت: ۶۲۵ تا ۵۸۵ پ.م.) تواناترین شاه ماد اولین پادشاهی است که یک سلطنت سراسری را در ایران تشکیل داد و ایران را به عنوان یک قدرت مهم جهان آن زمان مطرح کرد.
نام هووخشتره پادشاه ماد را یونانیان به صورت (کی آخسارو، کیخسرو) (کیخسرو که او را صورت افسانهای هووخشتره[1] پادشاه ماد میپندارند.[۱] ) نوشتهاند که در فارسی تلفظ فرانسوی آن یعنی سیاگزار Cyaxares را نیز زیاد نوشته و بکار بردهاند.[۲]
به احتمال قوی، معنی نام او «خوشنشانه» است در معنی کسی که میتواند خوب نشانهگیری کند. ریشه نام او از فعل هَخش (Haxsh) در پارسی باستان آمده که به معنی نشانهگیری کردن است. اجزاء این نام عبارتاند از هو (خوب)+هخش (نشانهگیری)+تر (اضافه دستوری)
آرامگاه کوروش بزرگ در پاسارگاد
کوروش دوم(۵۷۶-۵۲۹ پیش از میلاد)، معروف به کوروش بزرگ نخستین شاه و بنیانگذار دودمان شاهنشاهی هخامنشی است. شاه پارسی، بهخاطر بخشندگی، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایهگذاری نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن بردهها و بندیان، احترام به دینها و کیشهای گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شدهاست.
کَمبوجیه (





بَردیا (به پارسی باستان:




کوروش بزرگ، در بستر مرگ، بردیا را به فرماندهی استانهای شرقی شاهنشاهی ایران گماشت. کمبوجیه دوم، پیش از رفتن به مصر، از آنجا که از احتمال شورش برادرش میترسید دستور کشتن بردیا را داد. هرچند برخی نیز معتقدند که کمبوجیه دستور کشتن بردیا را نداده است.
مردم از کشته شدن او خبر نداشتند و در سال ۵۲۲ (پیش از میلاد) شخصی به نام «گئوماته مغ» خود را به دروغ بردیا نامید و بر کوهی نزدیک شهر ایرانی پَیشیاوادا اعلام شاه بودن کرد. در متون تاریخی از وی به عنوان «بردیای دروغین» یاد شده است.
داریوش یکم
داریوش (به پارسی باستان:







خشایارشا


این کنده کاری روی سنگ در تخت جمشید یکی از پادشاهان هخامنشی (احتمالاً خشایارشا) را نشان میدهد.
خَشایارشا از پادشاهان هخامنشی است. پدرش داریوش بزرگ و مادرش آتوسا دختر کوروش بزرگ بود.
نام خشایارشا از دو جزء خشای (شاه) و آرشا (مرد) تشکیل شده و به معنی «شاه مردان» است.
اردشیر یکم (هخامنشی)
اردشیر (به پارسی باستان:
) پسر خشایارشا ملقب به اردشیر درازدست یا اردشیر یکم پادشاه هخامنشی بود. او پس از به قتل رسیدنِ پدرش و برادرش که جانشینِ قانونی پدرش خشایارشا بود، به دستِ اردوان فرمانده گارد محافظ شاه بر تختِ شاهی نشست. یونانیان وي را با لقبِ درازدست مي خواندند. از این رو در بسیاری از کتب و منابع، اردشیر درازدست نامیده شدهاست. وجه تسمیه این لقب به گونههای مختلف آمدهاست:
- او دستان درازی داشت به طوری که وقتی میایستاد دستش به زانویش میرسید.
- درازدستی کنایه از قدرت زیاد و تسلط بر امور است. به خاطر تسلط او به اوضاع مملکت، درازدست نامیده شد.
از زمان اردشیر تاریخ ملی با تاریخ اساطیری ایران در هم میآمیزد. در بسیاری از منابع اردشیر یکم و بهمن اسفندیار یکی دانسته شدهاند. در زمان پادشاهیِ اردشیر یکم هخامنشی در حدود سال ۴۴۱ پیش از میلاد، گاهشمار امپراتوری اصلاح شد و نامِ ماههای سال به نامهای ایزدان مزدیسنا نامگذاری شدند[۱] که تا به امروز باقی است.
اردشیر به روایتی در سالِ 424 پیش از میلاد درگذشت[۶] و در مجموع در حدودِ چهل و یک سال شاهنشاه بود و در زمان شاهنشاهيِ وي مردم در رفاه و آسايش به سر مي بردند. پس از وی خشایارشای دوم بر تخت نشست.
سغدیانوس
سغدیانوس از شاهزادگان هخامنشی و پسر نا مشروع اردشیر یکم است. وی، برادرش - خشایارشای دوم - را چهل و پنج روز بعد از به سلطنت رسیدن به قتل رساند و خود به دست برادر دیگر داریوش دوم به قتل رسید.
خشایارشای دوم
خشایارشاه دوم از پادشاهان هخامنشی بود.
به گفته تاریخ نویسان وی تنها پسر اردشیر یکم از ملکه داماسپیا بوده که پس از مرگ پدر به پادشاهی میرسد و چهل و پنج روز بعد توسط برادرش سغدیانوس که از همسر غير عقدي اردشير اول مي باشد به قتل میرسد. اما سغديانوس نيز به سلطنت نمي رسد بلکه برادر ديگر وي به نام « اخس » يا « وکاهه » به پادشاهي مي رسد و بعد ها داريوش دوم ناميده مي شود وي نيز فرزند اردشير اول از همسر غير عقدي وي مي باشد.
داریوش دوم
داریوش دوم (۴۲۴ تا ۴۰۴ پ.م) با نام اصلی وَهاوکا (به پارسی باستان) و بر پایهٔ آنچه یونانیان در تاریخ نوشتهاند، اخس (به یونانی) فرزند نامشروع اردشیر یکم بود. اگرچه در مغرضانه بودن چنین صفاتی از سوی یونانیان که اصلیترین دشمن ایرانیان بودهاند، جای شک و شبهه باقیست. او پس از شورش بر ضد برادرش سغدیانوس که برادر خود خشایارشای دوم پادشاه قانونی شاهنشاهی را به قتل رسانده بود در سال ۴۲۴ (پیش از میلاد) به تخت نشست و نام داریوش را برای خود برگزید. این پادشاه هخامنشی که یونانیان به وی فرنام حرامزاده داده بودند، نوزده سال بر ایران حکومت کرد. داریوش با خاله و به روایتی با خواهر خود به نام پریزاد که یونانیان وی را پریستاتیس خواندهاند، ازدواج کرد[۱] و پریزاد که زن سنگ دلی بود در دربار داریوش نقش مهمی را ایفا مینمود.در زمان داریوش دربار هخامنشی به اوج انحطاط خود رسید به طوریکه اداره امور به دست زنان و خواجه سرایان افتاد و پریزاد جنایتهای بیشماری انجام داد. داریوش صاحب دو پسر به نامهای اردشیر و کورش بود و بعد از وی پسرش اردشیر دوم به شاهی رسید.
اردشیر دوم (هخامنشی)
اردشیر دوم پادشاه هخامنشی، پسر بزرگ داریوش دوم و پریزا بود که پس از مرگ پدر به سلطنت رسید. پس از استواری جایگاه اردشیر دوم، گرچه وی نگران مصر بود، ولی چندین سال از آن پرهیز کرد چراکه درگیری هایی در آسیای کهتر و آداک های (جزیره های) دریای مدیترانه رخ داد که مهمترنی انها قرس بود. حمله ی دوباره به مصر در حدود سال 174 هخامنشی انجام گرفت که فرجامی نداشت چراکه مصر با شورشیان آسیای کهتر و قبرس متحد بود. آنگونه که پلوتارک می نویسد کادوسیان در روزگار اردشیر دوم سر به شورش گذاشتند در نتیجه شاهنشاه خود برای فرونشاندن آن بدان سرزمین شتافت
اردشیر سوم (هخامنشی)
نام نخست اردشیر سوم اُخُس بوده که تصور میکنند یونانی شده وهوک است، ولی وی پس از اینکه به تخت نشست، خود را در سنگنبشته تخت جمشید ارتَ خْشثَر یا اردشیر نامید. چنین نوشتهاند:،
نویسندگان یونانی دیودور و آریان،نام او را آرتاکسرک سس یا آرتاسسسس نوشته اند. ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه وی را اردشیر سوم و اُخُس نامیده. اما در برخی نوشتههای تاریخی این شاه با اردشیر یکم اشتباه گشتهاند.
داریوش سوم
هنگامیکه در زمان اردشیر سوم دربارهٔ خاندان هخامنشی و شاهزادگان آن سخن میرفت نام داریوش بر زبان نمیآمد. به این معنی که او را بچیزی نمیشمردند و اردشیر سوم وقتی که میخواست برای استقرار حکومت خود شاهزادگان مزاحم را براندازد او را بیاد نیاورد.
اشکانیان(1)
ارشک
ارشک یکم
اَرَشک یا اشک یکم (سلطنت از ۲۵۰ پ.م. تا ۲۴۷ پ.م.) نام بنیانگذار شاهنشاهی اشکانیان است.
اشک یکم پادشاه اشكانی يك نفر سکائی بود از طايفهٔ آریایی پرنی و اين طايفه هم از قوم ده سكائى كه در همسايگى گرگان سكنى داشت، بشمار ميرفت. ارشك با طايفهٔ خود در وادى اترک ميزيست و بعد از اينكه شنيد دیودوت در باختر اعلان استقلال داده و سكه به اسم خود زده يعنی از دولت سلوکی جدا شده، این شخص با طايفهٔ خود پرنی همدست شد در قرن ۲۵۶ پ.م. پرچم مخالفت با سلوکیها بیافراشت و جنگهای متعدد با آنها نمود، در نتیجه غلبه یافت و دولت پارت را تأسیس کرد (۲۵۰ پ.م. بعضی ۲۴۹ پ.م. نوشتهاند). پس از این فتح، عزیمت باختر نمود و با این مملکت که نیز مستقل شده بود جنگ کرد در حین جنگ از دست نيزهدارش زخمى برداشت و بر اثر آن درگذشت (۲۴۷ پ.م.).
چون ارشک بانی سلطنت اشکانی بود، شاهان دیگر اشکانی او را تقدیس میکردند چنان که به او لقب اپی فانس (به زبان یونانی به معنی نامی و پر افتخار) دادند و به یاد بود اینکه او سرسلسله اشکانی است به اسم خود کلمه ارشک (اشک را یونانیها «آرزاکس» نوشتهاند که یونانی شده ارشک است) را افزودند (ارشک بعدها اشک شد) مورخین این نکته را رعایت کردند .
تیرداد یکم
تیرداد اول(اشک دوم) دومین شاه اشکانی است. او پس از برادرش ارشک به شاهی رسید و از ۲۴۷ تا ۲۱۴ ق.م. سلطنت کرد.ایندو فرزندان فری یاپت بودند که اشکانیان برای رساندن نسب خود به شاهان هخامنشی او را فرزند اردشیر دوم هخامنشی میدانستند.
وی به تحکیم موقعیت سیاسی و نظامی دولت جوان اشکانی پرداخت. تیرداد از گرفتاریهای زیاد سلوکیان در مغرب استفاده نموده و گرگان را به پارت ضمیمه کرد. سپس با دیودوت پادشاه باختر متحد شده و سلوکوس دوم را شکست داده ، خود را شاه بزرگ خواند .
در زمان سلطنت تیرداد دوم شهر صددروازه پایتخت اشکانیان بود.
اردوان یکم
![]()
اردوان نخست
اردوان اول(اشک سوم) سومین شاه اشکانی(ح۲۱۱- ح۱۹۱ ق.م) و پسر تیرداد یکم است. او از گرفتاریهای آنتیوخوس سوم(کبیر) پادشاه سلوکی استفاده کرده و به ماد تاخته، ری و همدان را متصرف شد. پس از مدتی آنتیوخوس سوم با لشرکی نیرومند برای بازپس گرفتن مناطق از دست رفته راهی ماد شده و ری و همدان را گرفت ، و لیکن پس از مدتی آنتیوخوس با لشکری بزرگ و نیرومند برای بازپس گرفتن مناطق از دست رفته رهسپار مشرق شد. اردوان عقب نشسته و حتی پایتخت خود را هم به سلوکیان داد. سپس آنتیو خوس برای تصرف گرگان راهی شد ولی از عهده سواره نظام پارتی برنیامد و سرانجام عهدنامهای بین دولتین منعقد و اردوان رسما شاه ایران شناخته شد .
شایان ذکر است که در این جنگ آنتیو خوس معبد آناهیتا را در همدان غارت کرده ، ذخایر و نفایس زیاد از آنجا بر گرفت . نوشتهاند چهار هزار تالان*[1] قیمت ذخایر بودهاست (۲۰۸ ق.م.).
فریاپت
فریاپت یا فرییاپیت(اشک چهارم) جهارمین شاه ایران از سلسله اشکانی است(ح۱۹۱- ح۱۷۶ پ.م). او پس از پدرش اردوان یکم به سلطنت رسید.
دوران سلطنت او به آسودگی گذشت، زیرا باختری ها متوجه هند بودند و با پارتی ها كاری نداشتند. پادشاهی او مقارن با سلطنت آنتیوخوس سوم بود.
او پدر فرهاد یکم و مهرداد یکم بود که پس از او به ترتیب به پادشاهی رسیدند.
فرهاد یکم
![]()
فرهاد یکم
فرهاد یکم(اشک پنجم) پنجمین شاه اشکانی است(ح۱۷۶- ح۱۷۱ پ.م). او جانشین و پسر فریاپت است.
وی تپورستان را تسخیر کرد و طایفه مردها را مجبور نمود که دربند دریای خزر و راهی را که از خراسان به ماد میرفت حفظ کنند . این شاه شهر خارکْسْ*[1] را در ری بنا نهاد.
فرهاد یکم پیش از مرگ علیرغم داشتن فرزند پسر، برادر خود مهرداد را به جانشینی معین کرد.
مهرداد یکم
![]()
مهرداد یکم
مهرداد یکم (اشک ششم) ششمین پادشاه اشکانی است (حکومت از ۱۷۱ تا ۱۳۷-۱۳۸ پیش از میلاد) و پس از برادرش فرهاد یکم به شاهی رسید. فرهاد یکم با اینکه دارای فرزندان پسر بود برادرش مهرداد را به جانشینی برگزید. مهرداد یکم و فرهاد یکم فرزندان فریاپت هستند.
او بانی عظمت و اقتدار دولت پارت گردید . رشادتهای او موجب شد تا برخی از سرزمینها را از سلوكیان که به واسطه جنگ با رومیها و یهودی ها ضعیف شده بودند بگیرد. مهرداد در ابتدا مرو را از باختریها گرفت و سپس آذربایجان را از امرای محلی كه در آنجا استقلال یافته بودند خالی کرد. پس از آن به خوزستان و پارس و بابل پرداخت و بعد به هند رفته ، قطعهای را تا رود جِلُمْ به کشور خود ضمیمه كرد. به این ترتیب دولت پارت وسعت قابل توجهی پیدا کرد.
فرهاد دوم
سکه فرهاد دوم،ضربشده در ضرابخانه سلوکیه در کنار دجله؛در پشت سکه به زِبان یونانی نوشته شده است:ΒΑΣΙΛΕΩΣ ΜΕΓΑΛΟΥ ΑΡΣΑΚΟΥ ΝΙΚΗΦΟΡΟΥ به معنای: پادشاه بزرگ اشکانی،بَرنده پیروزی
فرهاد دوم(اشک هفتم)(به لاتین:Phraates II) هفتمین شاه ایران از دودمان اشکانی است(ح۱۳۸ یا ۱۳۷- ح۱۲۸ ق.م). وی پس از پدرش مهرداد یکم به تخت نشست.
اردوان دوم
اردوان دوم(اشک هشتم) هشتمین شاه ایران از سلسله اشکانی است(ح۱۲۸- ح۱۲۳ پ.م). او عموی فرهاد دوم بود و پس کشته شدن او به دست سکاها بر تخت شاهی نشست. اردوان دوم مجبور به ادامه مقابله با قوم یوئهچی شد. این قوم بر اثر فشار هونها به سوی ایران رانده شده بودند.بر اثر فشار آنها دولت باختر به هند منتقل گردیده ، بعد از شصت سال منقرض شد و یوئهچیها در باختر دولتی تأسیس کردند كه در تاریخ موسوم به کوشان است.
اردوان دوم در جنگ با یوئهچیها زخم برداشت و بر اثر آن زخم درگذشت. پس از او پسرش مهرداد ملقب به کبیر به شاهی رسید.
مهرداد دوم
![]()
مهرداد دوم.
مهرداد دوم یا مهرداد کبیر(اشک نهم) نهمین شاه ایران از دودمان اشکانی است که از حدود ۱۲۳ تا ۸۷ پ.م سلطنت کرد. لقب کبیر را به دلیل مقتدر بودن و نظم و سازمان دادن به امور ایران به او دادهاند. وی هنگامی به شاهی رسید که ایران از هر سو آماج تهاجم اقوام مختلف شده بود. مهرداد با دلاوری و درایت تمام نواحی اشغال شده را پس گرفت و مرزهای ایران را در شرق تا کوههای هیمالیا و در غرب تا میانرودان رساند. در زمان پادشاهی او ایران و روم هممرز شدند. وی همچنین به اوضاع داخلی ایران نظم و سازمان داد و اقتصاد شکوفایی را پایهریزی کرد
اشکانیان(2)
گودرز نخست
گودرز نخست (به لاتین: GotarzesI) شاهزادهای اشکانی است که در زمان پادشاهی مهرداد دوم در بابل قیام کرد و پس از مرگ مهرداد برای مدت کوتاهی به شاهی رسید. اُرُد نخست او را از حکومت انداخت ولی زمان پادشاهی او نیز کوتاه بود.
ارد نخست
اُرُد نخست یا وِرُد نخست (به لاتین:Orodes I) شاهزادهای از تبار اشکانی و احتمالاً پسر مهرداد دوم است. او پس از انداختن گودرز نخست از حکومت برای مدت کوتاهی بر تخت شاهی نشست. پیرامون این دوره از پادشاهی اشکانی اطلاعات کمی در دسترس است و نمیتوان دقیقاً زمان پادشاهی او را تعیین کرد. طبق حدسیات، ارد در سال ۷۸ پ.م به شاهی رسید. پس از وی سیناتروک شاه ایران شد.
سیناتروک
![]()
سیناتروک
سیناتروک یا سنتروک(اشک دهم) دهمین شاه ایران از دودمان اشکانی است(۷۶ یا ۷۵- ۷۰ یا ۶۹ ق.م). او پسر مهرداد یکم و برادر فرهاد دوم است.
سیناتروک یک سال پس از درگذشت مهرداد دوم بر تخت نشست. هنگامی که وی به تخت نشست شخصی پیر و ناتوان بود و دولت اشکانی نیز درگیر منازعات بین شاهزادگان و سران خاندانها بود. تیگران ارمنی از این فرصت استفاده کرده، آذربایجان را متصرف شده و جلگه فرات را غارت کرد. وی علاوه بر این به باقیمانده قلمرو سلوکیان نیز دستاندازی کرده و خود را شاهنشاه خواند.
فرهاد سوم
فرهاد سوم
فرهاد سوم(اشك یازدهم) یازدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است(۷۰ یا ۶۹- ۵۸ یا ۵۷ ق.م). او فرزند سیناتروک بود و پس از پدرش به شاهی رسید. در زمان او جنگهای ممتد ایران و روم آغاز شد. در دوران پادشاهی او اشکانیان سرزمینهای زیادی را در غرب و همچنین در شرق از دست دادند.
مهرداد سوم
![]()
مهرداد سوم
مهرداد سوم(اشک دوازدهام)(به لاتین:Mithridates III) دوازدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است(۵۸ یا ۵۷- ۵۶ پ.م). او فرزند فرهاد سوم بود و پس از اینکه به همراه برادر کوچکتر خود اُرد پدر خود را مسوم کرد به جای او بر تخت شاهی نشست. فرمانروایی او دوام چندانی نیافت. به خاطر سختگیری و سفاكی او نجبا و مردم بر او شوریدند و اُرُد را بر تخت نشاندند. مهرداد نزد گابینیوس والی روم در سوریه رفت و در ابتدا والی مزبور این موقع را بهانه مناسبی برای دخالت در امور ایران پنداشت، ولی به زودی متوجه امور مصر شده از خیال همراهی با مهرداد که بهانهای برای دخالت در مسایل ایران بود منصرف گردید.
ارد دوم
![]()
اُرُد دوم
اُرُد دوم یا ورُد دوم(اشک سیزدهم) سیزدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است. وی از سال ۵۵ تا ۳۷ پیش از میلاد سلطنت کرد. به عقیدهٔ بسیاری از مورخان در زمان او شاهنشاهی اشکانی به اوج عضمت خود رسید. بسیاری از معاصران آن زمان ایران را بسیار مقتدرتر از روم میدانستند. در زمان شاهی ارد دوم سرزمینهای بسیاری به قلمرو اشکانیان اضافه شد ولی به دلیل ضعف سازمانی ارتش نتوانستند مناطق فتح شده را حفظ کنند. مهمترین پیشآمد در زمان شاهی ارد دوم جنگهای متعدد با رومیان و به خصوص نبرد حران(carrhae) است.
فرهاد چهارم
![]()
فرهاد چهارم
فرهاد چهارم (اشک چهاردهم) چهاردهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است. پدر وی ارد دوم از سلطنت کنارهگیری کرد و مقام شاهی را به او واگذار کرد. فرهاد چهارم همین که به تخت نشست برادران خود را نابود کرد. پدر وی که هنوز در قید حیات بود او را مورد سرزنش قرار داد و فرهاد او را نیز به قتل رسانید.
تیرداد دوم
تیرداد دوم شخصی است که در دوران شاهنشاهی اشکانیان و در زمان فرهاد چهارم برای زمان کوتاهی بر تخت شاهی ایران نشست. وی از خاندان اشکانی نبود و گمان میرود که او از سپهداران ارتش اشکانی بوده است. وی در سال ۳۲ پیش از میلاد بر فرهاد چهارم که در آن هنگام شاه ایران بود خروج کرد و او را به آسیای میانه فراری داد. مردم و بزرگان کشور که در آن زمان از فرهاد و تندرویهای او نازاضی بودند او را به شاهی برگزیدند. حدود سه سال پس از بر تخت نشستن تیرداد فرهاد با سپاهی از سکاها بازگشت و دوباره بر تخت شاهی نشست. تیرداد کوچکترین پسر فرهاد را با خود برده و به سوریه فرار کرد. او پسر فرهاد را به اکتاویوس فرمانروای سوریه درخواست یاری کرد. اکتاویوس پسر فرهاد را به عنوان گروگان نزد خود نگهداشت ولی از کمک کردن به تیرداد و وارد شدن دوباره به جنگ با ایرانیان خودداری کرد. پس از گذشت چند سال از این واقعه فرهاد خواستار استرداد تیرداد به ایران شد ولی اکتاویوس از این کار خودداری کرد و پسر فرهاد را به ایران فرستاد.
در سال ۲۶ پیش از میلاد تیرداد به کمک رومیان وارد ایران شده و بابل را تصرف کند ولی پس از یک سال فرهاد برای همیشه با او تسویهحساب کرد. پس از این ماجرا دیگر نامی از او در ناریخ برده نشد.
فرهاد پنجم
![]()
سکه فرهاد پنجم
فرهاد پنجم یا فرهادک(اشک پانزدهم) (۲پ.م تا ۴م) پانزدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است. او پس از مسموم کردن پدرش فرهاد چهارم به کمک مادر ایتالیایی خود ملکه موزا بر تخت نشست و امور کشور را به همراه مادرش اداره میکردند.
موزا (ملکه)
![]()
سر سنگی ملكه موزا - اواخر قرن اول قبل از میلاد (موزهٔ تهران)
موزا ملکهٔ اشکانی (۲ ق.م- ۴ م) و مادر و همسر فرهاد پنجم اشکانی بود. فلاویوس جوزفوس مورخ یونانی او را تراموزا مینامد.
او کنیزی رومی بود که اوگوست٬ امپراتور روم (۲۷ ق.م- ۱۴ م) او را بهعنوان هم خوابه و در ازای استرداد درفشهای روم که سپاه کراسوس آنها را در جنگ حران در ۵۳ ق.م از دست داده بود و هنوز در ایران مانده بودند به فرهاد چهارم (۲ ق.م- ۳۷ م)٬ پادشاه اشکانی هدیه کرد.
ارد سوم
نظرات شما عزیزان:
.: Weblog Themes By Pichak :.
تبادل
لینک هوشمند
برای تبادل
لینک ابتدا ما
را با عنوان
ک.ب و
آدرس k.b.LXB.ir
لینک
نمایید سپس
مشخصات لینک
خود را در زیر
نوشته . در صورت
وجود لینک ما در
سایت شما
لینکتان به طور
خودکار در سایت
ما قرار میگیرد.